من می نویسم

من می نویسم از عشق عشقی که به مادر دارم

من می نویسم از مادر این گوهر یگانه این لالای گوی شبانه

من می نویسم از او اوی خود نخواهد مگر برای من منی که ندانم او کیست

من می نویسم از خود منی که نمی توانم بشناسم او را آخر چگونه

شناسم او را زانکه نمی توانم مادر شوم  کاش برای یک روز هم شده

مادر می شدیم!!!!!

/ 1 نظر / 35 بازدید
mohsen

مادرم رفت و مرا تنها گذاشت او رفت و من برای همیشه دیگر مادر ندارم.